تومورهای مغزی: انواع، علائم، تشخیص و روشهای درمان
انواع مختلف تومورهای مغزی از جمله متاستاتیک، کف جمجمه و داخل بطنی به همراه علائم، روشهای تشخیص و گزینههای جراحی/درمانی بهطور مفصل بررسی میشود.
تومورهای مغزی، انواع، علائم، تشخیص و روشهای درمان
در این محتوایی که درباره تومورهای مغزی، انواع، علائم، تشخیص و روشهای درمان آن تهیه کردهایم، به موضوعاتی همچون تومورهای متاستاتیک سطحی مغز، تومورهای متاستاتیک عمقی مغز، تومورهای کف جمجمه، جراحی تومورهای فوسای خلفی، جراحی تومورهای زاویه (کورنر)، تودههای توموری ساده استخوان جمجمه/پوست سر، تومورهای داخل بطن سوم، تومورهای داخل بطن چهارم، جراحی تومورهای کانوکسیته و برداشتن (اکسیزیون) تومور داخل نخاعی گردنی پرداخته شده است.
تومورهای متاستاتیک سطحی مغز
تومورهای متاستاتیک مغز به تومورهایی گفته میشود که در اثر گسترش تومور از بخش دیگری از بدن به مغز ایجاد میشوند. در تومورهای متاستاتیک سطحی مغز، ناحیهای که تومور در آن قرار دارد، سطح بیرونی مغز است. تومورهای متاستاتیک مغز، شایعترین نوع در میان انواع تومورهای مغزی هستند. تومورهای مغزی از نوع متاستاتیک که بیش از تمام انواع دیگر تومورهای مغزی دیده میشوند، طبق مطالعات کالبدشکافی در ۲۰ تا ۵۰ درصد بیماران مبتلا به سرطان مشاهده میشوند.
شایعترین انواع سرطانی که باعث ایجاد تومور متاستاتیک مغز میشوند، در زنان سرطان پستان و در مردان سرطان ریه است. تومورهای متاستاتیک مغز عموماً در نتیجه رسیدن سلولهای سرطانی از ناحیهای دیگر از طریق جریان خون به مغز ایجاد میشوند. سلولهای سرطانی که وارد خون میشوند، تا مغز پیش میروند و در آن ناحیه باعث تشکیل سلولهای سرطانی جدید میشوند. به همین دلیل تومورهای متاستاتیک مغز بیشتر در نواحیای از مغز که دارای گردش خون بیشتری هستند، ظاهر میشوند.
تومورهای متاستاتیک مغز اغلب به تعداد بیش از یک عدد ظاهر میشوند. بر همین اساس، روش درمانی که در درمان تومورهای متاستاتیک مغز دنبال خواهد شد، بر اساس تعداد، اندازه و محل قرارگیری متاستازها برنامهریزی میشود. از آنجا که تومورهای متاستاتیک مغز اساساً از سلولهای سرطانیای تشکیل شدهاند که بهطور غیرطبیعی رشد و تکثیر مییابند، فضایی که در داخل مغز اشغال میکنند باعث افزایش فشار داخل جمجمه میشود.
به همین دلیل، علائم تومورهای متاستاتیک مغز مشابه علائم افزایش فشار داخل جمجمه است. این علائم را میتوان بهصورت تهوع، استفراغ، اختلالات بینایی، کاهش قدرت در نقاط مختلف بدن بسته به ناحیهی آسیبدیدهی مغز، بیحسی، از دست دادن حس و در برخی موارد تشنج فهرست کرد. بهویژه هنگامی که در بیماری مبتلا به سرطان چنین علائمی بروز کند، باید هرچه سریعتر به پزشک مراجعه شده و آزمایشهای لازم انجام گیرد.
پس از تشخیص تومورهای متاستاتیک مغز، در فرآیند درمان بسته به وضعیت بیمار میتوان از شیمیدرمانی، پرتودرمانی، جراحی یا ترکیبی از این روشهای درمانی استفاده کرد. در صورتی که تومورهای متاستاتیک مغز در مدت کوتاهی درمان نشوند، خطرات جدی و حیاتی به همراه خواهند داشت. رایجترین روش درمانی مورد استفاده، پرتودرمانی است.
در پرتودرمانی، رشد و تکثیر سلولهای توموری بهوسیلهی تابش اشعه متوقف میشود و با از بین رفتن این سلولها، کوچک شدن تومور حاصل میگردد. اثربخشی پرتودرمانی بسته به نوع سلول سرطانی متفاوت است. برخی از سلولهای سرطانی به شدت تحت تأثیر تابش قرار گرفته و بهراحتی کنترل میشوند، در حالی که برخی انواع دیگر سلولهای سرطانی به اندازه کافی از پرتودرمانی تأثیر نمیپذیرند. در چنین مواردی ممکن است علاوه بر پرتودرمانی، استفاده از گزینههای جراحی نیز ضروری باشد.
جراحی تومورهای متاستاتیک مغز عمدتاً در مورد تومورهایی بهکار میرود که پراکنده نیستند، در ناحیهای مشخص قرار دارند، بزرگ هستند و باعث بروز علائم عصبی میشوند. سطحی بودن تومور متاستاتیک مغز، با تسهیل تشخیص تومور پیش از جراحی و دسترسی به آن در حین عمل، آسیب کمتری به بافت مغز وارد کرده و در نتیجه عوارض جانبی و خطرات جراحی را کاهش میدهد.
پس از جراحی تومورهای متاستاتیک مغز، بهمنظور تقویت روند درمان میتوان از پرتودرمانی یا شیمیدرمانی استفاده کرد. اگرچه شیمیدرمانی در تومورهای متاستاتیک مغز به اندازهی جراحی یا پرتودرمانی مؤثر نیست، اما میتواند در برخی انواع سلولهای سرطانی به افزایش طول عمر کمک کند.
تومورهای متاستاتیک عمقی مغز
در تومورهای متاستاتیک عمقی مغز، ناحیهای که تومور در آن قرار دارد، بافتهای عمقی مغز است. در تومورهای متاستاتیک دیدهشده در بافتهای عمقی مغز، بسته به محل قرارگیری تومور، ممکن است عملکردهای پیچیدهای مانند تنظیم حالات هیجانی، حافظه و تواناییهای یادگیری بیمار تحت تأثیر قرار گیرد. عمقی بودن تومور متاستاتیک مغز، با دشوارتر کردن تشخیص تومور پیش از جراحی و دسترسی به آن در حین عمل، عوارض جانبی و خطرات جراحی را افزایش میدهد.
تومورهای قاعده جمجمه
قاعده جمجمه یک ساختار تشریحی استخوانی پیچیده است که توسط استخوانهای فرونتال، اتموئید، اسفنوئید، تمپورال و اکسیپیتال تشکیل شده و نقش یک سد میان بافتهای مغز و گردن را ایفا میکند. از آنجا که ارزیابی بالینی تومورهای قاعده جمجمه محدود است، روشهای تصویربرداری توموگرافی کامپیوتری (CT) و تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) در روند تشخیص و درمان این دسته از بیماران نقش بسیار مهمی ایفا میکنند.
بهویژه در سالهای اخیر، با پیشرفت روشهای تصویربرداری، تعیین دقیق مرزهای تومور پیش از جراحی و همچنین مشخصکردن ارتباط تومورها با ساختارهای حیاتی عصبی و عروقی امکانپذیر شده است؛ به این ترتیب جراحان قادرند رویکردهایی طراحی کنند که ریسکهای حیاتی را تا حد امکان کاهش داده و در عین حال بهترین سطح پاکسازی تومور را فراهم آورند.
برای ارزیابی صحیح موقعیت، گسترش و ارتباط تومورهای قاعده جمجمه با بافتهای مهم اطراف و همچنین تعیین ویژگیهای آنها، شناخت دقیق آناتومی قاعده جمجمه از اهمیت بالایی برخوردار است. قاعده جمجمه از استخوانهای مختلفی به نامهای فرونتال، اتموئید، اسفنوئید، تمپورال و اکسیپیتال تشکیل شده است.
قاعده جمجمه با سوراخها و شیارهای متعددی که این استخوانها تشکیل میدهند، ساختاری تشریحی نسبتاً پیچیده است و همچون سدی میان بافتهای درونجمجمهای و بافتهای نرم بیرون از جمجمه عمل میکند. همچنین این ساختار، مهمترین سازهای است که ساختارهای حیاتی درون جمجمه را در برابر عوامل خارجی محافظت میکند. در قاعده جمجمه امکان مشاهده تومورهای استخوانی خوشخیم و بدخیم و همچنین متاستازها وجود دارد. تومورهای متاستاتیک از جمله شایعترین انواع تومور در قاعده جمجمه بیماران بزرگسال محسوب میشوند.
از آنجا که تومورهای متاستاتیک عمدتاً از طریق جریان خون گسترش مییابند، بیشتر در ساختارهایی از قاعده جمجمه که مغز استخوان متراکمی دارند، مانند کلیووس، آپکس پتروس، مثلث اسفنوئید و حفره دیپلوئیک کالواریوم بروز میکنند. علاوه بر این، شایعترین تومور بدخیم مشاهدهشده در قاعده جمجمه استئوسارکوم است که عموماً در افرادی که پیشتر تحت پرتودرمانی قرار گرفتهاند و همچنین در بیماران مبتلا به بیماری پاژه دیده میشود.
استئوسارکومها با تشکیل بافت استخوانی و واکنش تهاجمی پریوست (غشای استخوان) که همراه این فرآیند رخ میدهد، مشخص میشوند. علاوه بر این موارد، تومورهای قاعده جمجمه میتوانند در نواحی و اشکال بسیار متنوعی مشاهده شوند. این تومورها بسته به ناحیه بروز، نوع تومور، میزان گسترش و اندازه آن میتوانند علائم متفاوتی ایجاد کنند و در موارد پیشرفته میتوانند خطر جانی ایجاد کرده و منجر به آسیبهای دائمی در بیمار شوند.
بسته به محل تومور، ممکن است ساختارهای تشریحی نظیر حفره فرونتال، حفره تمپورال، استخوان اسفنوئید و کلیووس تحت تأثیر قرار گیرند. تومورهای حفره فرونتال، انواعی از تومور هستند که ناحیه قدامی قاعده جمجمه را درگیر میکنند. تومورهای حفره تمپورال، تومورهایی هستند که در قسمتهای جانبی قاعده جمجمه بروز میکنند. استخوان اسفنوئید نیز که یکی دیگر از نواحی قابل مشاهده برای تومورهای قاعده جمجمه است، استخوانی است که هم در بخش میانی قاعده جمجمه قرار دارد و هم در شکلگیری بخش قدامی شقیقهها نقش دارد.
کلیووس نیز که ساختار دیگری است، بخشی از قاعده جمجمه را تشکیل میدهد و وظیفه محافظت از مغز و جداسازی آن از سایر ساختارهای اطراف صورت و گردن را بر عهده دارد. تومورهای قاعده جمجمه به این ترتیب میتوانند در نواحی بسیار متفاوتی بروز کنند. این تومورها بسته به ناحیهای که در آن قرار دارند میتوانند اثرات متفاوتی هم بر مغز و هم بر بافتهای اطراف داشته باشند. بر همین اساس، تومورهای قاعده جمجمه میتوانند در بیمار مبتلا با علائم بسیار متنوعی خود را نشان دهند و در برخی موارد در صورت عدم کنترل، میتوانند خطرات جدی جانی به همراه داشته باشند.
جراحی تومورهای حفره خلفی (Posterior Fossa)
حفره خلفی نام ساختار تشریحی متناظر با یکسوم قسمت خلفی جمجمه است. نواحی بروز تومورهای مغزی میتواند بسته به سن بیمار متفاوت باشد. تومورهای حفره خلفی میتوانند در دو ناحیه سوپراتنتوریال و اینفراتنتوریال قرار داشته باشند. در بیماران بزرگسال، تقریباً ۷۰ تا ۷۵ درصد از تومورهای مغزی در ناحیهای موسوم به سوپراتنتوریال، یعنی ناحیهای میان مخچه و مغز اما نزدیک به مغز، مشاهده میشود.
در دوران کودکی، نسبت تومورهایی که در ناحیهای موسوم به اینفراتنتوریال، یعنی ناحیهای میان مخچه و مغز اما نزدیک به مغز قرار میگیرند، به سطح ۶۰ تا ۷۰ درصد میرسد. علائم و نشانههای تومورهای حفره خلفی در ابتدا ناشی از افزایش فشار داخل جمجمه و در مرحله بعد ناشی از فشار وارده بر ساختارهای عصبی موسوم به هستههای مخچهای و ساقه مغز است.
همچنین این تومورها میتوانند با ایجاد انسداد در مسیرهای گردش مایع مغزی-نخاعی (CSF) که در طول مغز و نخاع ما جریان دارد، منجر به مشکلی سلامتی به نام هیدروسفالی شوند؛ وضعیتی که در آن تجمع مایع مغزی-نخاعی باعث افزایش فشار داخل جمجمه میشود و بیمار ممکن است با علائم و نشانههای مرتبط با هیدروسفالی به پزشک مراجعه کند.
در بیمارانی که تومور حفره خلفی دارند، بسته به محل قرارگیری، نوع، اندازه تومور و وضعیت عمومی بیمار، میتوان علائم متفاوتی مشاهده کرد. اما بهطور کلی بیماران با علائمی نظیر سردرد، تهوع، استفراغ، سرگیجه، اختلال تعادل، آتاکسی (اختلال هماهنگی حرکات)، دوبینی (نوعی اختلال بینایی که باعث دیدن دوگانه میشود)، کاهش قدرت عضلانی و اختلال بینایی به پزشک مراجعه میکنند. به دلیل ساختار حفره خلفی، فاصله زمانی میان بروز شکایات بیمار و تشخیص قطعی تومور حفره خلفی در مقایسه با سایر تومورهای مغزی بسیار کوتاهتر است.
بسته به شدت تومور، این مدتزمان میتواند حتی کوتاهتر شده و به یک هفته برسد. اما در برخی تومورهای خوشخیم، این مدتزمان میتواند تا یک سال نیز طول بکشد. پس از قطعیشدن تشخیص تومور حفره خلفی، روش درمانی مناسب تعیین میشود. در صورتی که تصمیم بر انجام درمان جراحی گرفته شود، پیش از جراحی تومور حفره خلفی باید تومور بهطور دقیق شناسایی شده، ارتباط آن با بافتهای اطراف بهخوبی مشخص گردد و در طراحی روند جراحی از روشهای پیشرفته تصویربرداری بهره گرفته شود.
پس از تعیین روند جراحی توسط جراح، عمل جراحی تومورهای حفره خلفی در بیشتر موارد با کمک هدبند میخدار و در وضعیت نشسته انجام میشود. با این حال، بسته به وضعیت عمومی بیمار و نظر جراح، این روش میتواند متفاوت باشد. بسته به محل قرارگیری تومور، ممکن است از نواحی مختلفی وارد شده و تومور برداشته شود. به همین ترتیب، بسته به محل و ساختار تومور، ممکن است تمام یا بخشی از آن خارج شود.
در مواردی که تومور بدخیم باشد یا امکان برداشتن کامل آن وجود نداشته باشد، علاوه بر درمان جراحی، از روشهایی نظیر شیمیدرمانی و پرتودرمانی نیز استفاده میشود. درمان تومورهای حفره خلفی در سالهای اخیر با پیشرفت روشهای تشخیص و درمان، پیشرفت تکنیکها و فناوریهای جراحی، بهبود درمانهای حمایتی و همچنین حمایت درمانهایی نظیر شیمیدرمانی و پرتودرمانی، پیشرفتهای چشمگیری داشته است و از این رو، نتایج امیدوارکنندهای برای بیماران از طریق این درمانها حاصل میشود.
جراحی تومورهای زاویه
در اصطلاحشناسی پزشکی، نقطه اتصال مخچه و ساقه مغز بهعنوان «زاویه» تعریف میشود. در این ناحیه انواع مختلفی از تومورها میتوانند شکل بگیرند. با این حال، شایعترین نوع تومور که با شنیدن عبارت «تومور زاویه» بلافاصله به ذهن میرسد، تومورهایی هستند که در غلاف عصب دهلیزی، یعنی عصب جمجمهای هشتم که مسئول شنوایی و تعادل است، ایجاد میشوند. این نوع تومورها معمولاً خوشخیم بوده و روند رشد آهستهای دارند.
تومورهای زاویه به دلیل آنکه غالباً به عصب دهلیزی فشار وارد میکنند، موجب بروز مشکلات شنوایی و تعادل میشوند. در صورتی که تومور زاویه بیش از حد رشد کند، میتواند به سمت صورت گسترش یافته و به عصبی که مسئول درک حسی صورت است نیز فشار وارد کند. در چنین شرایطی ممکن است بیحسی در صورت رخ دهد. تومورهایی که رشد بیشتری داشته باشند میتوانند بهگونهای به این اعصاب فشار وارد کنند که آسیبهای جدی برجای بگذارند و علائم میتواند تا مرحله فلج صورت پیش برود.
به همین ترتیب، یک تومور زاویه که به شکل بیش از حد رشد کرده باشد، میتواند با فشار وارد کردن به ساقه مغز، خطر جانی برای بیمار ایجاد کرده و آسیبهای دائمی و جدی در وی برجای بگذارد. تومورهای زاویه غالباً بهصورت یکطرفه دیده میشوند. اما در صورت وجود بیماریای به نام نوروفیبروماتوز نوع ۲، تومورهای زاویه میتوانند بهصورت دوطرفه نیز بروز یابند.
نسبت تومورهای زاویه در میان تمامی تومورهای مغزی در حدود ۸٪ است. جهت پیشگیری از رشد تومور و ایجاد آسیبهای دائمی یا علائم تهدیدکننده حیات، تشخیص زودهنگام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در بیشتر بیماران مبتلا به تومور زاویه، اولین علامت بهصورت کاهش شنوایی بروز مییابد. به دلیل درگیری عصب دهلیزی، علائمی نظیر سرگیجه، سردرد و وزوز گوش نیز ممکن است ظاهر شوند. در تومورهای زاویهای که به اندازههای قابل توجهی رسیدهاند، ممکن است فلج صورت، دوبینی، اختلالات بلع، درد صورت و بیحسی مشاهده شود.
به همین دلیل، مراجعه به پزشک در مراحل اولیه بروز علائم برای کنترل زودهنگام بیماری اهمیت دارد. در برنامهریزی درمان جراحی تومورهای زاویه، پروسیجر جراحی بر اساس نوع تومور، ارتباط آن با سایر اعصاب و وضعیت بافتهای اطراف تعیین میشود. در تومورهای کوچکی که با تشخیص زودهنگام شناسایی میشوند، درمان جراحی بهسادگی قابل انجام است و خطر بروز عوارض جانبی ناخواسته مانند کاهش شنوایی پس از جراحی بسیار اندک است.
با این حال، در تومورهای بزرگ، جراحی دشوارتر است و به دلیل فشار شدیدی که تومور وارد کرده، ممکن است اعصاب و بافتهای اطراف ناحیه دچار آسیب دائمی شده باشند. در چنین مواردی حتی اگر تومور بهطور کامل از طریق جراحی برداشته شود، آسیب برجایمانده از تومور میتواند دائمی باقی بماند. درمان جراحی برای تومورهای زاویه نتایج بسیار خوبی به همراه دارد و خطر عود تومور زاویه پس از جراحی کمتر از ۵٪ است. علاوه بر آسیبی که ممکن است خود تومور برجای بگذارد، درمان جراحی نیز ممکن است عوارضی به همراه داشته باشد.
این عوارض شامل نشت مایع مغزی-نخاعی، مننژیت که به التهاب پردهای به نام مننکس اطلاق میشود که مغز و نخاع را در بر میگیرد، هیدروسفالی که به تجمع بیشازحد مایع مغزی-نخاعی گفته میشود، و عفونت محل زخم است. علاوه بر این موارد، یکی دیگر از عوارضی که بهویژه در جراحی تومورهای بزرگ زاویه بیشتر با آن مواجه میشویم، فلج صورت است.
خطر بروز فلج صورت در جراحیهای تومور زاویه بین ۵ تا ۳۰ درصد گزارش شده است. پس از پاکسازی تومور زاویه از طریق جراحی، حتی اگر آسیب دائمی به وجود نیامده باشد، مشکلات تعادل و سردرد ممکن است برای مدت طولانیتری ادامه یابند. امروزه به لطف پیشرفت تکنیکها و فناوریهای جراحی، تومورهای زاویه با عوارض بسیار کمتر و به شکلی بسیار مؤثرتر قابل درمان هستند.
تومورهای داخل بطن ۳
بطنها حفرههایی در داخل مغز هستند که با مایع مغزی-نخاعی پر شدهاند. در مغز انسان ۴ بطن وجود دارد. تومورهای مغزی میتوانند در داخل این بطنها شکل بگیرند. میزان بروز تومورهای داخل بطنی در میان تمامی انواع تومورهای داخل جمجمهای در حدود ۱۲ تا ۲۰ درصد است.
از میان تومورهای داخل بطنی، ۱۵٪ در بطن سوم قرار دارند. به دلیل محل قرارگیری تومورهای داخل بطنی و رشد آهسته آنها در طول زمان، در بیماران مبتلا به تومور داخل بطنی، بروز علائم ممکن است با تأخیر همراه باشد. همچنین به دلیل بروز دیرهنگام علائم، تشخیص نیز ممکن است با تأخیر انجام شود و در نتیجه با تومورهایی با اندازه بزرگ مواجه شویم.
در تومورهای داخل بطنی، ارزیابی پیش از جراحی، برنامهریزیهای مربوط به بیمار، مدیریت بیمار و شکل درمان جراحی از موضوعات مهم به شمار میروند. موقعیت، اندازه و ساختار سلولی تومورهای داخل بطنی، میزان گسترش آنها در داخل بطن، منابع اصلی تغذیهکننده ساختار تومور، نواحی عملکردی مغز که تومور بر آنها تأثیر میگذارد و درجه اختلالات عصبی ایجادشده در بیمار، از سرفصلهای مهمی هستند که باید مشخص شوند.
هدف از جراحی تومور داخل بطنی، رسیدن به تومور مورد نظر و برداشتن آن از طریق مسیری است که بیشترین محافظت را از عروق و بافتهای مهم مغز به عمل آورد. در تومورهای داخل بطنی، بسته به اندازه، شکل و محل قرارگیری تومور، ممکن است علائمی نظیر سردردی که در اثر افزایش فشار داخل جمجمه دیده میشود، مشکل بینایی، دشواری در تکلم، سردرگمی، تحریکپذیری، استفراغ فوارهای، تب بالا، از دست دادن حس و احساس گزگز، سفتی گردن و تشنج بروز یابد.
علاوه بر اینها، باز هم بسته به ویژگیهای تومور، ممکن است در بیمار اختلالات حرکتی، فلج در برخی اعصاب، اختلالات جزئی یا کامل بینایی و اختلالات هورمونی نیز مشاهده شود. در تشخیص تومورهای داخل بطنی، از این علائم، آزمایشهای بالینی و روشهای تصویربرداری بهره گرفته میشود.
با کمک توموگرافی کامپیوتری مغز و اسپکتروسکوپی رزونانس مغناطیسی، میتوان محل قرارگیری تومور داخل بطنی را تشخیص داد و بر این اساس، درمان را برنامهریزی کرد. برنامهریزی جراحی برای تومور شناساییشده از نظر محل و ویژگیها، یک پروسیجر دشوار و حیاتی است. در این برنامهریزی، جراح هنگام تعیین مسیر جراحی که برای رسیدن به تومور داخل بطنی استفاده خواهد کرد، ویژگیهای بافتهای مغزیای که ممکن است آسیب ببینند، اهمیت این بافتها برای عملکرد بدن و عوارضی که ممکن است پس از درمان جراحی رخ دهند را در نظر میگیرد.
جراحیهای تومور داخل بطنی، هم از نظر مرحله برنامهریزی و هم از نظر اجرا، جراحیهای دشواری هستند. اهمیت دارد که جراح تسلط بالایی بر تمامی ساختارهای مربوط به بطن داشته باشد. بر اساس برنامهریزی جراحی انجامشده، جراح مسیر داخل جمجمهای که برای رسیدن به تومور داخل بطنی استفاده خواهد کرد و محل ورود به داخل جمجمه را مشخص میکند.
بسته به ویژگیهای جراحی و مسیر انتخابشده، خطرات عوارضی که ممکن است در حین یا پس از جراحی رخ دهند میتوانند متفاوت باشند. در نهایت، هدف از این نوع جراحیها، برداشتن مؤثرترین تومور داخل بطنی با کمترین میزان مشکل برای بیمار است. پس از انجام مداخله جراحی، در بیماران ممکن است به دلیل عواملی نظیر رفع تأثیر تومور بر ناحیه مورد نظر و کاهش فشار داخل جمجمه، بهبود در علائم و حتی بهبودی کامل بدون باقیماندن هیچگونه اختلال عملکردی مشاهده شود.
تومورهای داخل بطن ۴
از میان تومورهای داخل بطنی، ۵٪ در بطن چهارم قرار دارند. در تومورهای داخل بطن ۴، بسته به اندازه، شکل و محل قرارگیری تومور، ممکن است علائمی نظیر سردردی که در اثر افزایش فشار داخل جمجمه دیده میشود، مشکل بینایی، دشواری در تکلم، سردرگمی، تحریکپذیری، استفراغ فوارهای، تب بالا، از دست دادن حس و احساس گزگز، سفتی گردن و تشنج بروز یابد. بهویژه به دلیل وجود ساختارهایی در اطراف بطن ۴ که در صورت آسیبدیدگی میتوانند مشکلات جدی و دائمی سلامتی برای بیمار ایجاد کنند، اهمیت دارد که جراح تسلط بالایی بر تمامی ساختارهای مربوط به بطن داشته باشد.
تومورهای ساده استخوان جمجمه / پوست سر
از آنجا که ارزیابی بالینی تومورهای جمجمه محدود است، روشهای تصویربرداری توموگرافی کامپیوتری (CT) و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) در فرآیند تشخیص و درمان این دسته از بیماران نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. برای ارزیابی صحیح محل قرارگیری، گسترش و ارتباط تومورهای واقع در جمجمه با بافتهای مهم اطراف آنها و همچنین تعیین ویژگیهای تومورها، آگاهی دقیق از آناتومی جمجمه اهمیت بسزایی دارد.
جمجمه از استخوانهای مختلفی به نامهای فرونتال، اتموئید، اسفنوئید، تمپورال و اکسیپیتال تشکیل شده است. جمجمه با سوراخها و شیارهای متعددی که این استخوانها ایجاد کرده و دارا هستند، ساختاری آناتومیک کاملاً پیچیده را تشکیل میدهد و بهنوعی نقش سدی میان بافتهای داخل جمجمه و بافتهای نرم خارج جمجمه ایفا میکند. در جمجمه ممکن است تومورهای استخوانی خوشخیم و بدخیم و همچنین متاستازها دیده شود. تومورهای متاستاتیک از جمله شایعترین انواع تومور در جمجمه بیماران بزرگسال هستند.
از آنجا که تومورهای متاستاتیک اغلب از طریق خون گسترش مییابند، بیشتر در ساختارهای جمجمهای که مغز استخوان متراکمی دارند، مانند کلیووس، آپکس پتروز، مثلث اسفنوئید و حفره دیپلوئیک استخوان کالواریوم بروز میکنند. علاوه بر این، شایعترین تومور بدخیم دیدهشده در جمجمه، استئوسارکوم است که معمولاً در افرادی که پیشتر تحت پرتودرمانی قرار گرفتهاند و بیماران مبتلا به بیماری پاژه دیده میشود. غیر از این موارد، تومورهای جمجمه میتوانند در نواحی و اشکال متفاوت بسیاری مشاهده شوند.
علاوه بر جمجمه، بر روی پوست سر نیز ممکن است برخی تشکلهای تومورال دیده شود. حدود ۲٪ از تومورهای پوستی در پوست سر رخ میدهند. این تومورها میتوانند مستقیماً در پوست سر ایجاد شوند یا بهصورت متاستاتیک از ناحیه دیگری از بدن به آنجا منتقل شوند. وجود مو بر روی پوست در بیشتر مواقع تشخیص تومور را دشوارتر کرده و باعث تأخیر در تشخیص میشود.
این وضعیت میتواند سبب پیشرفت زیاد تومور ایجادشده در پوست سر تا زمان تشخیص و در نتیجه دشوارتر شدن درمان بیماری شود. در حالی که تنها ۱ تا ۲ درصد از کل تومورهای پوست سر بدخیم هستند، تومورهای پوست سر ۱۳٪ از کل تومورهای پوستی بدخیم را تشکیل میدهند. از جمله عواملی که میتوانند خطر ابتلا به تومورهای بدخیم پوست سر را افزایش دهند میتوان به قرارگیری در معرض اشعه ماوراءبنفش، دریافت پرتودرمانی و استعداد ژنتیکی اشاره کرد.
در برخی مطالعات انجامشده عنوان شده است که بهویژه مردانی که موی کوتاه دارند به دلیل قرارگیری بیشتر در معرض اشعه ماوراءبنفش در معرض خطر بیشتری قرار دارند، در حالی که زنان به لطف محافظتی که مو در برابر اشعه ماوراءبنفش ایجاد میکند، در معرض خطر کمتری هستند. به همین دلیل، اقداماتی مانند عدم قرارگیری طولانیمدت در معرض نور خورشید در زمانهایی که شدت آفتاب میتواند مضر باشد و استفاده از کلاه در صورت لزوم، برای پیشگیری از خطر تومورهای پوست سر اهمیت دارد.
جراحی تومورهای کانوکسیته
تومورهای کانوکسیته به شکل مننژیومهای کانوکسیته مشاهده میشوند. مننژیومها تومورهایی هستند که در پردههای احاطهکننده مغز شکل میگیرند، رشدی کند دارند و در بیشتر موارد خوشخیم هستند. به همین دلیل، علائم ایجادشده نیز میتوانند بهآرامی و بهتدریج پیشرفت کنند.
امروزه با پیشرفت روشهای تصویربرداری مانند توموگرافی کامپیوتری و تصویربرداری رزونانس مغناطیسی و همچنین افزایش دفعات انجام بررسیهای رادیولوژیک، احتمال تشخیص تصادفی این نوع تومورها نیز افزایش یافته است. از آنجا که مننژیومها در داخل مغز نیستند بلکه در پرده مغز ایجاد میشوند، از نظر فنی تومور مغزی محسوب نمیشوند.
با این حال، مننژیومها به دلیل فشاری که بر روی مغز ایجاد میکنند، سبب بروز علائم مرتبط با مغز میشوند. بیمارانی که مبتلا به مننژیوم هستند، بیشتر با شکایت از سردردی که بهآرامی پیشرفت میکند به پزشک مراجعه میکنند. اما در بسیاری از موارد، مننژیومها میتوانند بدون ایجاد هیچ علامتی در طول عمر فرد بهصورت خاموش باقی بمانند. در چنین مواردی، این مننژیومها تنها پس از انجام چکاپ یا در حین بررسیهایی که به دلایل دیگر انجام میشوند، تشخیص داده میشوند.
مننژیومهای کانوکسیته بهطور کلی در بخشهای بالایی و بیرونی مغز ایجاد میشوند، اما بسته به ناحیهای که در آن ایجاد میشوند، میتوانند در بیمار علائم متفاوتی به وجود آورند. این علائم را میتوان بهصورت سردرد، تشنج، ضعف در بازوها و پاها، کاهش بینایی و شنوایی، دشواری در تفکر واضح، مشکلات راه رفتن و از دست دادن حس بویایی برشمرد. با این حال، تومورهایی که به دلیل عدم کنترل بهشدت رشد میکنند، میتوانند با ایجاد فشار شدید بر روی مغز و حتی نخاع، منجر به مشکلات حیاتی بسیار جدی شوند.
این مشکلات را میتوان بهصورت سردردهایی که با مسکنها تسکین نمییابند، فلج، اختلالات هورمونی، از دست دادن بینایی، تشنجهای صرعی و خونریزیهای مغزی فهرست کرد. علل ایجاد مننژیومها بهطور قطعی مشخص نیست. با این حال، مطالعات انجامشده نشان میدهند که عواملی مانند فاکتورهای ژنتیکی، قرارگیری در معرض تابش، ضربههای وارده به سر و تغییرات هورمونی میتوانند در ایجاد مننژیوم نقش داشته باشند.
از آنجا که مننژیومها معمولاً متاستاز نمیدهند، بهآرامی پیشرفت میکنند و خوشخیم هستند، در صورت تشخیص زودهنگام، درمان و کنترل آنها بهآسانی امکانپذیر است. اما همین پیشرفت کند و بروز تدریجی علائم، گاهی تشخیص را دشوار کرده و باعث پیشرفت بیشتر تومور میشود. به همین دلیل، روشهای تصویربرداری و معاینات عصبی که انجام خواهند شد، برای تشخیص زودهنگام از اهمیت بسیاری برخوردارند.
پس از تشخیص تومور کانوکسیته، در بیشتر موارد اولین گزینه درمانی، درمان جراحی است. با این حال، بسته به شکل، اندازه، محل قرارگیری و گسترش تومور کانوکسیته، ممکن است گاهی برداشتن کامل تومور امکانپذیر نباشد یا مداخله جراحی خطرات حیاتی بالایی به همراه داشته باشد. علاوه بر این، در مورد تومورهای کانوکسیتهای که هیچ علامتی ایجاد نکردهاند اما بهصورت تصادفی و با اندازه کوچک تشخیص داده شدهاند، ممکن است بهجای درمان جراحی، پیگیری بالینی ترجیح داده شود.
اگر در طول پیگیری مشخص شود که تومور کانوکسیته رشد نمیکند، یا حتی در صورت رشد به اندازهای که برای بیمار خطرآفرین باشد نرسیده و از نوعی است که در دوران یائسگی کوچک میشود، بیمار میتواند بدون دریافت درمان به زندگی خود ادامه دهد. با این حال، اگر در طول پیگیریها مشخص شود که تومور در حال رشد است و در بیمار علائمی ایجاد کرده است، گزینه درمان جراحی اعمال میشود. جراحی مننژیوم در بیشتر موارد با موفقیت بالایی همراه است و پس از درمان جراحی، در علائم بیمار بهبود چشمگیری مشاهده میشود.
منبع مفید: https://www.turnog.com/turnogDATA/userfiles/file/Meningiomlar.pdf
برداشتن تومور داخلنخاعی (اینترامدولاری) ناحیه گردنی
تومورهای نخاعی، تومورهایی هستند که بر روی نخاع مشاهده میشوند. این تومورها معمولاً بهصورت خوشخیم و کندرشد تعریف میشوند. تقریباً یکپنجم تومورهای سیستم عصبی مرکزی در کانال نخاعی قرار دارند. تومورهای نخاعی بر اساس محل قرارگیریشان به سه گروه اکستراد ورال، اینترادورال-اکستراملاری و اینترامدولاری (داخل نخاع) طبقهبندی میشوند.
تومورهای اکستراد ورال، تومورهایی هستند که در بیرون غشایی به نام دورا ماتر که نخاع را احاطه کرده قرار دارند. تومورهای اینترادورال-اکستراملاری، در داخل دورا ماتر اما در بیرون نخاع جای میگیرند. تومورهای اینترامدولاری نیز در داخل دورا ماتر و در داخل خود نخاع قرار دارند. بخش بزرگی از تومورهای اینترادورال-اکستراملاری را شوانوما-نوروفیبروما و مننژیومها تشکیل میدهند، در حالیکه بخش کوچکی از آنها را تومورهایی از نوع درموئید، اپیدرموئید، آنژیوم، لیپوم و اپاندیموما شامل میشود. تومورهای اینترامدولاری نیز عموماً از نوع اپاندیموما و آستروسیتوما هستند.
علاوه بر این، ممکن است تومورهای اینترامدولاری از نوع هماngioبلاستوما، درموئید، اپیدرموئید، لیپوم، تراتوم و الیگودندروگلیوم نیز مشاهده شوند. در بزرگسالان بیشترین نوع تومور مشاهدهشده از نوع اپاندیموما است. این تومورها اغلب ناحیه لومبوساکرال را درگیر میکنند. تومورهای از نوع آستروسیتوما در کودکان و افراد جوان شایعتر هستند. این تومورها عموماً در نواحی توراسیک و گردنی جای میگیرند. تومورهای نخاعی بسته به محل قرارگیری و بخشهای عصبی و نخاعی که تحت تأثیر قرار میدهند، میتوانند علائم متفاوتی نشان دهند. شایعترین علامت در اکثر تومورهای نخاعی، درد است. درد ممکن است در بخشهای مختلف ستون فقرات ظاهر شود، محل آن متغیر باشد و با فعالیت فیزیکی افزایش یابد. زمانی که تومور بر نخاع فشار وارد کند، علائم فشردگی نخاعی بروز میکند.
فشردگی در ناحیه گردنی با علائمی نظیر بیحسی، درد و مورمور شدن در گردن و بازوها همراه است. تومورهای نخاعی با گذشت زمان با ضعف پیشرونده، کاهش حس در بازوها و پاها، درد و بیحسی همراه میشوند. بسته به ساختار و سرعت رشد تومور، این علائم میتوانند بهآرامی یا بهسرعت تشدید شوند. تشخیص تومورهای نخاعی با روشهایی مانند توموگرافی کامپیوتری، تصویربرداری تشدید مغناطیسی، سینتیگرافی یا توموگرافی گسیل پوزیترون امکانپذیر است. برای بررسی ساختار و نوع تومور میتوان بیوپسی انجام داد. در درمان تومورهای نخاعی روشهای جراحی گوناگونی بهکار گرفته میشود.
هدف از درمان جراحی، برداشتن کامل یا بخشی از تومور و از بین بردن فشاری است که تومور ایجاد کرده است. انتخاب روش درمان جراحی با در نظر گرفتن ویژگیهایی مانند خوشخیم یا بدخیم بودن تومور و ساختار آن صورت میگیرد. در عمل برداشتن تومور داخلنخاعی ناحیه گردنی، بخشی از نخاع که تومور در آن قرار دارد، بریده و خارج میشود. تومورهای خوشخیمی که در محل اینترادورال و اینترامدولاری قرار دارند و بیشازحد بزرگ نیستند، بهراحتی قابل برداشتن هستند. در صورت لزوم، جراحی برداشتن تومور داخلنخاعی ناحیه گردنی میتواند همراه با روشهای لامینکتومی یا لامینوتومی انجام شود.
در مواردی که تنها پاکسازی نخاع کافی نباشد، ممکن است بخشهای مجاور مهرهای نیز برداشته شوند. در صورتی که پس از جراحی تومور بهطور کامل خارج نشده باشد، احتمال رشد مجدد آن وجود دارد. در چنین شرایطی، برای جلوگیری از رشد دوباره تومور، درمانهای تکمیلی مانند شیمیدرمانی و پرتودرمانی اعمال میشود. پس از عمل برداشتن تومور داخلنخاعی ناحیه گردنی، رعایت بهداشت محل جراحی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
انجام منظم پانسمان، پرهیز از فعالیتهای فیزیکی سنگین و پیگیری بدون وقفه درمان دارویی، روند بهبودی را تسریع میبخشد. پس از یک عمل موفق برداشتن تومور داخلنخاعی ناحیه گردنی، علائم مربوط به فشردگی نخاعی در بیمار از بین میرود. مدت زمان بهبودی بسته به اندازه تومور متفاوت خواهد بود.
اطلاعرسانی پزشکی.این محتوا توسط تیم محتوای Vimfay با مشارکت پزشکان متخصص در حوزه مربوطه تهیه شده است. تمامی محتوای موجود در سایت صرفاً جنبه اطلاعرسانی عمومی دارد و توصیه پزشکی محسوب نمیشود. Vimfay یک نهاد واسط است؛ خدمات تشخیص یا درمان ارائه نمیدهد. برای ارزیابی، تشخیص و درمان شکایت خود حتماً به پزشک مراجعه کنید.
بیایید روند را با هم برنامهریزی کنیم
شکایت خود را به زبان خودتان مطرح کنید؛ تیم ما با شما تماس خواهد گرفت.
ارزیابی اولیه رایگاننظرات
اولین نظر را شما بنویسید.